HTML clipboard

همین طور که
فصل دیگری از سری آ به شروع خود نزدیک میشود رویاپردازی حق تمامی فوتبالدوستان است
برای من، هر فصل به
همان شکل یکسان قبلی شروع میشود. یک لیست بازیهای درون کیف جیبی، یک تقویم سری آ
سنجاق شده به دیوار و یک دعای کوچک برای اینکه بالاخره فیورنتینا اسکودتوی سوم خود
را ببرد. البته برای به ثمر نشستن هر سه آرزو، من بایستی به اندازه کافی به زندگی
کردن ادامه دهم.
من حدس میزنم اگر
تیم و یا هدف دیگری هم مدنظر باشد، شروع هر ماجراجویی سری آیی برای میلیونها هوادار
فوتبال یکسان است. ترکیبها مطالعه میشوند، بازیکنان جدید ارزیابی میشوند و
بازیهای دوستانه پیش فصل به دقت تحلیل میشوند. البته هیچ کدام اینها ذرهای
نمیارزد تا اینکه بازیها واقعا در عمل شروع شوند؛ البته برای پر کردن خلأ زمانی تا
شروع "ایل کمپیوناتو" چنین چیزهای یک لازمهاند.
شمارش معکوس
اضطرابآور برای "لا پریما جورناتا"، روز آغازین، ما آزادیم تا به رویاهایمان پناه
ببریم. هر قرارداد ممکن است به فوق ستاره بعدی تبدیل شود و نقشههای خیالی برای
برگزاری جشنهای اسکودتوی بهار بعدی هنوز واقعیاند. تنها، سردی و خشن بودن نتایج
است که در نهایت هواداران 19 تیم را مجبور میکند تا با اکراه رویای حمل پرچمهای
باشگاهشان بر پشت یک وسپا در ماه می بعدی را به فراموشی بسپارند.
هیچ لیگی برای من
همانند سری آ هیجان ایجاد نمیکند. به خاطر همه کم و کاستیهایش، خشونت و
ستیزهگریها، سقوطهای مالی در نبود وام؛ تنها رفابتی که نبض مرا به جنبش در
میآورد. انرژی انگلستان، مهارتهای اسپانیا، یا ظرافتهای فرانسه همگی قابل
تحسیناند، اما همگی در نهایت مرا سرد رها میکنند. مثل اینکه شما کسی را با عشق
واقعیتان مقایسه کنید، و تنها چیزی که من میتوانم به آن فکر کنم، کمبودهای کیفی
این لیگهاست.
همه چیز در سه دهه
پیش شروع شد، دماغ چسبیده به یک فنس سیمی در یک دهکده کوچک توسکان در حین بازی
فیورنتینا در مقابل یک تیم محلی. جیانکارلو آنتونیونی چنان بر روی چمن گام بر
میداشت که گویی یک خدا از کوه فوتبال الیمپوس نزول میکند. قسم میخورم که کمی هم
از زمین بلند شد. مثل پسرهای جوان، من مستغرق شده بودم. احساس ارزشمندی که من همیشه
سعی داشتهام که تا امروز آن را زنده نگه دارم و فکر میکنم که در وجود تمامی
هواداران واقعی هم این آتش روشن است، خواه هوادار هر تیمی باشند.
با کمی تندروی در
مورد فصل پیش رو میتوان گفت که همه چیز از پیش مشخص است. اینتر با قدرت از همه پیشی
خواهد گرفت و با اسکودتو کار را خاتمه میدهد. آخرین انقلاب یووه هم در سنگلاخ در
هم میشکند و مربی دیگری را قربانی شده میبیند. سیلویو برلوسکونی به مربی میلان
دستور میدهد که کارش را چگونه انجام دهد. و الی آخر.
با این وجود، چنین
تحلیلهای خشکی، یک ویژگی بنیادی هر هوادار فوتبال را سلب میکند. احتمالها شاید در
مقابل یک افتخارسازی جدید مجتمع شوند، کاری مشابه ورونای 1985، اما شیرین است که
فکری کنی چنین چیزهایی دوباره رخ میدهد. پول، حق پخش تلویزیونی، زمان بندیها،
قانون بوسمن و صدها مورد دیگر فوتبال را دگرگون کردهاند. اما در بهترین شرایط
فوتبال، هنوز میتوان به همان احساسها دست یافت، احساس دوازده ساله بودن و زیر
آفتاب سوزان تابستان به تماشای آنتونیونی مسلط بر میدان ایستادن. شاید، فقط شاید،
دعای اسکودتو این بار پاسخ داده شود.
جیانکارلو رینالدی
نوشته شده توسط